ابی در گوشم می خواند تو در اوج غروری و حالا وقت فرودت نیست منم چیزی ازت میخوام که شاید در وجودت نیست میدانی نه نمیدانی هیچ چیز را نمیدانی از اینکه کلمات در دهانم دارند خشک میشوند چون نمیتوانم بگویم چون نیستی و من حرفهای خودم را از بر شده ام میدانم بعد از حرف میم باید بنویسم نقطه و تمامش کنم ولی من شماره نوزده...
ما را در سایت شماره نوزده دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 6:29